X
تبلیغات
رایتل

پراگرسیو

ترجمه و معنی آهنگ زمان Time از پینک فلوید

«زمان»  نام ۴ امین ترانهٔ آلبوم نیمه تاریک ماه گروه پینک فلوید هست در سال ۱۹۷۳ است. این آهنگ تنها ترانهٔ آلبوم است که هر ۴ عضو گروه در ساخت آن نقش داشتند. این ترانه به‌خاطر بخش آغازین آن که با صدای تیک تیک ساعت، چایمز و صدای زنگ ساعت آغاز می‌شود شناخته‌شده‌است. این قسمت در واقع به‌عنوان یک تست کوادروفونیک توسط آلن پارسونز ضبط شده‌بود و قرار نبود در آلبوم استفاده شود.

ترانهٔ «زمان» پینک فلوید اشاره به زمانی دارد که در حال گذر است. توهم گذر زمان، سریع‌تر از آن‌چه که در واقعیت اتفاق می‌افتد و احساس ناامیدی به‌خاطر فرصت‌های از دست‌رفته‌ای که دیگر بازنمی‌گردند.

دیوید گیلمور و ریچارد رایت د. خواننده ی اصلی این آهنگ هستن.


مدت زمان:  7:05
6:50 2003 Remastering
5:56 (without "Breathe (Reprise)")
3:33 single edit


ترجمه این آهنگ از کتاب اشعار پینک فلوید هست که در اختیار شما قرار میگیره.

قطعه ی Breathe Reprise افزوده شد.


ترجمه و معنی آهنگ  زمان Time از پینک فلوید



Pink Floyd - Time

Ticking away the moments that make up a dull day
لحظه هایی را که روز را ملال آور می کنند کنار بینداز
You fritter and waste the hours in an offhand way
تو با بی مبالاتی وقت را به هر ترتیب به هدر می دهی
Kicking around on a piece of ground in your home town
روی یک تکه زمین شهر زادگاهت بدو و بدو می کنی
Waiting for someone or something to show you the way
چشم به راهی تا کسی یا چیزی به تو راه را نشان دهد
Tired of lying in the sunshine
خسته از دراز کشیدن در آفتاب
Staying home to watch the rain
در خانه می مانی تا باران را تماشا کنی
And you are young and life is long
تو جوانی و عمر دراز است
 And there is time
to kill today
و امروز برای تلف کردن وقت داری
And then one day you find
و آن وقت یک روز می بینی
Ten years have got behind you
که ده سال پشت سر گذاشته ای
No one told you when to run
هیچ کس نگفت کی بدوی
You missed the starting gun
تو تیر شروع مسابقه را نشنیدی
And you run, and you run to catch up with the sun, but it’s sinking
می دوی و می دوی تا به خورشید برسی, اما خورشید غروب می کند
Racing around to come up behind you again
و دور می زند تا از پشت سر تو بیرون بیاید
The sun is the same in a relative way, but you’re older
خورشید به نسبت همان است که بود, اما تو پیر شده ای
Shorter of breath and one day closer to death
نفست بیشتر تنگی می کند و یک قدم به مرگ نزدیک تر می شوی
Every year is getting shorter
هر سال کوتاه تر می شود
Never seem to find the time
گویی تو هرگز زمان را پیدا نمی کنی
Plans that either come to nought
نقشه هایی که حاصلشان هیچ است
Or half a page of scribbled lines
یا نیم صفحه خط های کج و معوج است
Hanging on in quiet desparation is the English way
اطالت در یاسی خاموش رسم و راهی انگلیسی است
The time is gone
زمان گذشت
The song is over
ترانه به آخر رسید
Thought I’d something more to say
هرچند انگار من حرف های دیگری هم داشتم که بگویم


                                                   Breathe Reprise

نفس-تکرار


Home, home again
خانه، باز هم خانه
I like to be here when I can
دوست دارم هروقت که می توانم، اینجا باشم
when I come home cold and tired
هروقت که خسته و یخ زده به خانه می رسم
it's good to warm my bones beside the fire
گرم کردن استخوانهایم کنار بخاری خوش است
far away across the field
آن دورها آنسوی کشتزار
the tolling of the iron bell
بانگ ناقوس آهنین
calls the faithful to their knees
مومنان را به زانو زدن فرا می خواند
to hear the softly spoken magic spells
تا به نجوای آرام ورد های جادویی گوش فرا دهند

DOWNLOAD LINK